عاقبت
آزاد

در جایی مناجاتی  دیدم که نوشته بود گوینده اش کورش کبیر است هرکه گفته است خدایش بیامزرد که بسیار زیبا  تقاضایی  است با خود گفتم شاید مهمانان وبلاگ عاقبت هم از آن خوششان بیاید و لحظه ای با خدایشان زمزمه کنند.

              خدایا ، آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم

                       و آنگونه بمیرانم که به وجد نیاید کسی از نبودنم . . .

                  

 

 

چهار شنبه 18 ارديبهشت 1392برچسب:خدایا, مناجات,کورش کبیر, مردن,زندگی,, :: 6 PM :: نويسنده : محمد منصور

Click here to enlarge
Click here to enlarge

 

 خبر  بر گرفته از پرشین وی

 

پیراهنی فریبنده  که از به هم  پیوستن 1500 برگه جدائی 3000 زن و مرد تشکیل شده است .طراح این لباس می گوید می خواسته با این کار دلیل این هم طلاق یعنی عجله را به مردم و خصوص جوانان گوشزد کند اما به راستی آیا عجله  به واقع دلیل همه این طلاق ها است ؟؟؟!!

  "دمي بارتز" يک دختر مدرسه اي اسکاتلندي است که در رشته هنر تحصيل ميکند، او به عنوان پروژه يکي از درسهايش در اقدامي جالب با برگه هاي مدارک طلاق زوجهاي مختلف يک لباس عروس بسيار زيبا طراحي و تهيه کرده است که باعث شد او خيلي زود در دنياي مجازي به شهرت جهاني برسد.
او تصاويري از اين کاردستي زيبا در فيس بوک قرار داد تا دختر خاله اش که ساکن ايتالياست آن را ببيند اما خيلي زود و در طي چند روز با 40 هزار نظر موافق کاربران فيس بوک روبرو شد.
او با اين کار موفق شد تحسين بسياري از طراحان مد را بر انگيزد ، اين دختر 15 ساله به قدري در کارش موفق بوده است که گفته ميشود بسياري از زوجهاي جوان از او خواسته اند تا لباس عروسي شان را براي آنها طراحي کند.
او اين لباس را از روي طرح لباس "پرنسس دايانا" الگو برداري کرده است و براي ساخت آن از 1500 برگه دادخواست طلاق استفاده کرده است . او ميگويد هدف من از اين کار نشان دادن عجله زوجهاي جوان براي ازدواج و در پي آن طلاق زودرس است
او اضافه ميکند چند طراح برجسته از او خواسته اند تا طرح لباس عروسش را به مبلغ خوبي به آنها بفروشد تا از آن کپي برداري کنند.
 

 

چهار شنبه 18 ارديبهشت 1392برچسب:پیراهن,طلاق,طراح لباس ,دمی بارتز,اسکاتلند,, :: 5 PM :: نويسنده : محمد منصور

                                        

 نقل شده :فرعون؛ پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد. تا اينكه روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت:

اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن. فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد او همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

فرعون پرسید کیستی؟ دید که شیطان وارد شد پس بدون مطلي گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!

بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟

بعد از آن شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟
شیطان پاسخ داد:
زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.

                                                مصر باستان,فرعون,اهرام مصر,مجسمه ابوالهول

 

سه شنبه 17 ارديبهشت 1392برچسب:خدا, فرعون,شیطان , خوشه انگور , مصر,, :: 6 PM :: نويسنده : محمد منصور

درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید. وبلاگ من مو ضوع خاصی ندارد ضمن تشکر از دیدار شما عزیز میهمان امیدوارم مطالب وبلاگ مورد توجه و استفاده شما قرار بگیرد و از بیان نظرات خود در راستای بهبود آن دریغ نفرمائید.
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عاقبت و آدرس mandez.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.





نويسندگان